تحولات منطقه

۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۰۸
کد مطلب: ۱۱۵۰۹۸۴

غدیر تمام نشد؛ مسئولیت‌ها تازه شروع شد

حجت‌الاسلام طاهر قلی‌زاده، کارشناس خانواده

در بسیاری از لحظه‌های سرنوشت‌ساز تاریخ، مسئله فقط این نیست که «حقیقت گفته شد یا نه»، بلکه مسئله این است که آدم‌ها با آن حقیقت چه کردند. واقعه غدیر خم نیز از همین جنس است؛ رویدادی که در آن پیام روشنی بیان شد، اما واکنش انسان‌ها به آن یکسان نبود.

زمان مطالعه: ۵ دقیقه

در بسیاری از لحظه‌های سرنوشت‌ساز تاریخ، مسئله فقط این نیست که «حقیقت گفته شد یا نه»، بلکه مسئله این است که آدم‌ها با آن حقیقت چه کردند. واقعه غدیر خم نیز از همین جنس است؛ رویدادی که در آن پیام روشنی بیان شد، اما واکنش انسان‌ها به آن یکسان نبود. برخی آن را جدی نگرفتند، برخی در دل مخالف بودند اما ظاهراً همراهی کردند، عده‌ای فهمیدند ولی پای آن نایستادند و گروهی هم با ایمان و استقامت همراه شدند. اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، این الگو فقط متعلق به یک واقعه تاریخی نیست؛ همین الگو را می‌توان در خانواده‌ها، محیط‌های کاری و جامعه امروز هم دید. هرجا سخن از یک مسئولیت، یک حقیقت یا یک تصمیم مهم به میان می‌آید، آدم‌ها معمولاً در چند دسته مشابه قرار می‌گیرند.
بدترین وضعیت زمانی است که کسی حقیقت را می‌فهمد اما آگاهانه در برابر آن می‌ایستد. فرض کنید در یک خانواده یا جامعه، همه می‌دانند چه چیزی به نفع جمع است؛ مثلاً می‌دانند باید به سالمند خانواده احترام گذاشت، یا در یک تصمیم مهم منافع خانواده و جامعه را بر منافع شخصی ترجیح داد. با این حال گاهی فردی با وجود فهمیدن این حقیقت، از سر حسادت، رقابت یا منافع شخصی، مسیر دیگری را انتخاب می‌کند، هرچند مجبور شود در ظاهر، خود را همراه نشان دهد و این همان ماهیتی است که خداوند متعال در قرآن چنین از آن یاد می‌کند: «جَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا» یعنی با آنکه دل‌هایشان بدان یقین داشت، از روی ظلم و تکبر، آن را انکار کردند.
این حالت به این دلیل آسیب‌زاست که مسئله فقط «اشتباه کردن» نیست؛ مسئله مخالفت آگاهانه با چیزی است که درست بودنش فهمیده شده یا حداقل فهم آن کار سختی نیست. چنین رفتارهایی گاهی سبب می‌شود تصمیم‌های درست تضعیف شوند، زیرا کسانی که حقیقت را می‌دانند، به جای حمایت از آن، آشکارا یا در سکوت و پنهانی در برابرش می‌ایستند و اسباب تضعیف حق را فراهم می‌آورند.
یک پله بالاتر از این گروه، کسانی هستند که نه دشمنی آشکار دارند و نه باور واقعی. آن‌ها معمولاً اهل مصلحت‌اندیشی‌های ساختگی‌اند. کسانی که وقتی مسئله‌ای پیش می‌آید، به جای آنکه صریح و مسئولانه موضع بگیرند، ترجیح می‌دهند فقط با جریانی که احساس می‌کنند غالب است همراه شوند، خواه حق باشد یا باطل. اگر جمع به سمتی رفت، همان را تأیید می‌کنند؛ اگر شرایط تغییر کرد، موضعشان هم تغییر می‌کند. ماهیتی که خداوند چنین از آن یاد می‌کند، «مُذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذلِکَ لَا إِلَی هَؤُلَاءِ وَلَا إِلَی هَؤُلَاءِ»؛ این رفتار در نگاه اول شاید کم‌خطر به نظر برسد، اما در بلندمدت سبب می‌شود حقیقت هیچ‌گاه پشتیبان واقعی نداشته باشد. جامعه‌ای که پر از موافقان ظاهری باشد، در لحظه‌های حساس دچار خلأ حمایت واقعی می‌شود.
دسته دیگری هم هستند که نه مخالفتی دارند و نه همراهی جدی؛ آن‌ها اساساً اهمیت موضوع را درک نکرده‌اند. تصور کنید در خانواده‌ای وقتی مسئله مهمی مطرح می‌شود مثلاً درباره تربیت فرزند، آینده اقتصادی یا حل یک اختلاف و ازدواج جوانان فامیل، برخی اعضا آن را مسئله‌ای جدی تلقی نکرده و فکر کنند «چیزی نیست و پیگیری ما لازم نیست، خودش به موقع حل می‌شود» یا شاهد هستیم در جامعه بسیاری از بحران‌ها زمانی جدی می‌شوند که عده زیادی در ابتدا آن‌ها را کم‌اهمیت تلقی و میدان را خالی می‌کنند که پیامدهای بزرگی را به دنبال می‌آورد. خداوند از این گروه در آیه ۱۷۹ سوره اعراف چنین یاد می‌کند: «آنان را دل‌هایی است که به وسیله آن [حقایق] در نمی‌یابند و چشمانی است که توسط آن [نشانه‌ها را] نمی‌بینند و گوش‌هایی است که به وسیله آن [سخنان درست را] نمی‌شنوند، آنان مانند چهارپایان بلکه گمراه‌ترند؛ اینان‌اند که بی‌خبر و غافل‌اند».
از این مرحله که بگذریم، به گروهی می‌رسیم که حقیقت را فهمیده‌ و حتی آن را پذیرفته‌اند، اما در ادامه راه، استقامت کافی ندارند. تصور کنید اعضای جامعه یا خانواده‌ای می‌دانند چه کاری درست است، اما وقتی پای فعالیت و هزینه دادن به میان می‌آید، عقب می‌نشینند. شاید این عقب نشستن ناشی از ترس ایجاد تنش، از دست دادن موقعیت یا فشار اطرافیان باشد.
خداوند در آیه ۱۰ سوره عنکبوت از این دسته چنین یاد می‌کند، «و از مردم [ضعیف الایمان] کسانی هستند که می‌گویند به خدا ایمان آوردیم. اما هنگامی که در راه خدا آزار دیدند، این آزار مردم را مانند عذاب خدا [غیر قابل تحمل] شمارند [و از بیم ادامه یافتنش از راه حق دست برمی‌دارند]، اما اگر از سوی پروردگارت یاری و نصرتی [چون پیروزی و غنیمت] بیاید [به مؤمنان] قاطعانه می‌گویند: ما هم با شما بودیم»؛ درواقع مشکل این گروه نفاق نیست؛ بلکه مشکلشان کمبود شجاعت و پایداری است و بسیاری از پیروزی‌ها یا ایجاد تغییرات مثبت دقیقاً در همین نقطه متوقف می‌شود؛ جایی که افراد زیادی حقیقت را می‌فهمند، اما افراد کمی حاضرند برای آن هزینه دهند و بایستند.
اما در نهایت بهترین حالت، کسانی هستند که سه ویژگی را با هم دارند: فهم، ایمان و استقامت. این افراد نه‌تنها حقیقت را تشخیص می‌دهند، بلکه با دل، آن را می‌پذیرند و در عمل نیز با تمام وجود از آن دفاع می‌کنند. در یک خانواده چنین افرادی ستون‌های اصلی آرامش و عدالت‌اند. آن‌ها وقتی مسئله‌ای پیش می‌آید، سعی می‌کنند هم درست تشخیص دهند، هم مسئولانه رفتار کنند و هم در برابر فشارها کوتاه نیایند. در جامعه نیز پیشرفت واقعی معمولاً بر دوش همین افراد شکل می‌گیرد؛ کسانی که هم بصیرت دارند، هم صداقت و هم پایداری. افرادی که خداوند از آنان چنین یاد می‌کند: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ؛ بی‌تردید کسانی که گفتند پروردگار ما خداست؛ سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند [و می‌گویند:] نترسید و اندوهگین نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند، بشارت باد».
وقتی به واقعه غدیر خم و حوادث پس از آن و حقیقت این طیف‌های انسانی نگاه می‌کنیم، روشن می‌شود که ماجرا فقط یک فصل از تاریخ نیست. در هر خانه، هر سازمان و هر جامعه‌ای، لحظه‌هایی فرامی‌رسد که حقیقتی آشکار می‌شود یا مسئولیتی بر دوش انسان‌ها قرار می‌گیرد.
در چنین لحظه‌هایی، واکنش‌ها معمولاً شبیه همان طیفی است که در تاریخ دیده‌ایم: برخی آگاهانه در برابر حقیقت می‌ایستند، برخی در ظاهر همراهی می‌کنند اما در دل همراه نیستند، گروهی با بی‌تفاوتی از کنار آن عبور می‌کنند، عده‌ای حقیقت را می‌فهمند اما در میدان عمل پای آن نمی‌ایستند و در مقابل، کسانی هم هستند که فهم، ایمان و استقامت را با هم جمع می‌کنند.
از همین‌رو تاریخ را باید آینه‌ای دانست که انسان باید خود را در آن ببیند. روایت این حوادث تنها برای دانستن گذشته نیست، بلکه برای سنجیدن امروز ما نیز هست و هر نسل، به نوعی در برابر «غدیر»های زمانه خود قرار می‌گیرد؛ لحظه‌هایی که در آن حق و باطل روشن می‌شود و انسان باید جایگاه خود را انتخاب کند و انسان‌هایی رستگار خواهند بود که جرئت دارند آن راه را ببینند، بپذیرند و بر آن ثابت قدم باشند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha